یکی از مسایل پیشروی دانشجویان رشته مطالعات سیاست عمومی'>عمومی (سیاستگذاری عمومی) در هنگام انتخاب موضوعات پژوهشی (بهویژه پایاننامه)، سردرگمی در تشخیص مرز دقیق این رشته با سایر گرایشهای علوم سیاسی است. این مساله (که به نظر من به نو بودن رشته مطالعات سیاست عمومی از یکسو و کمبود فارغالتحصیلان این رشته در جمع اعضای هیات علمی دانشگاههای کشورمان باز میگردد) را شخصاً در جلسات متعددی از انتخاب موضوعات دانشجویان دکتری تخصصی در جلسات دفاع پروپوزال تا پیشدفاع و دفاع و در گفتگو با همکاران تجربه کردهام. متاسفانه عدم آشنایی با مرز دقیق این رشته کیفیت موضوعات پایاننامههای دفاع شده تاکنون و بالتبع کیفیت این رشته در جامعه دانشگاهی را متاثر ساخته است. بدیهی است که بنا به تفکیک رشتهها و گرایشها در مطالعات دانشگاهی، پژوهشگران رشتههای مختلف ابعاد و مناظر مختلفی را نسبت به پدیده مورد مطالعه اتخاذ میکنند که خاص ایشان بوده و یا در نهایت بینرشتهای است. لذا پرسش مهم آن است که مرز رشتهها در انتخاب و نگارش پژوهش کجاست و چگونه باید یک موضوع پژوهشی استاندارد در رشته مطالعات سیاست عمومی انتخاب کرد. مطلب پیشرو بنا بر این دغدغه و برای پژوهشگرانی نگاشته شده که علاوه بر تدوین پژوهش بر تعیین و تدقیق جایگاه و کیفیت این رشته در جامعه علمی کشور تاکید دارند.
در نوشتههای قبلی این وبلاگ در خصوص تعریف سیاست عمومی، سیاستگذاری عمومی و رشته مطالعات سیاست عمومی (سیاستگذاری عمومی) مطالبی را نوشته و تاکید داشتهام که این رشته به مطالعه اقدامات حکومت میپردازد. نکته اصلی در تشخیص مرز رشته نیز از همین جا آغاز میشود. مطالعه دولت، قدرت، رابطه قدرت و جامعه یا مناسبات قدرت در سطح بینالمللی هر چند همه در حوزه علوم سیاسی و روابط بیناالملل هستند، اما دانشجویان هر یک از گرایشهای این مجموعه، زوایه و منظر یکسانی جهت بررسی موضوع ندارند. برای مثال صحیح نیست که استدلال شود هر موضوعی که مربوط به ایران باشد در گرایش مسایل ایران قرار میگیرد. در واقع هر رشته دانشگاهی بر موضوع خاصی متمرکز است که مرزهای به نسبت شفافی را برای آن ترسیم میکند. بر همین اساس نیز برای نمونه انتظار نمیرود دانشجوی رشته روابط بینالملل موضوعی که به لحاظ پرسش و هدف در حوزه جامعه شناسی سیاسی است را برگزیند و یا برعکس. اشتباه رایج نخست در انتخاب موضوعات رشته سیاستگذاری عمومی نیز این است که تصور کنیم هر چیزی که به دولت مربوط میشود، سیاستگذاری عمومی است. در اینجا نگاهی به تفکیک موضوع مطالعه گزایشها، مرزها را مشخصتر میکند:
لذا نکته طلایی اول در تشخیص و انتخاب موضوع، ورود از منظر مناسب به یک پدیده است. این منظر بدون شک توجه به پدیده از دریچه تصمیم حکومت است.
به بیان سادهتر پژوهشگر سیاستگذاری عمومی هر موضوعی را از دریچه توجه حکومت به آن مورد بررسی قرار میدهد. لذا اگر موضوع شما درباره «چگونگی وضع، اجرا یا ارزیابی یک تصمیم عملیاتی حکومت است، شما در قلمرو سیاستگذاری عمومی هستید. اگر موضوع شما حول «تحلیل قدرت» یا «نظریهپردازی درباره حکومت» میچرخد، احتمالاً در حوزههای دیگر علوم سیاسی هستید.
با در نظر گرفتن منظر پیشگفته برای اینکه موضوعی انتخاب کنید که هم علمی باشد و هم کاربردی، پیشنهاد میکنم موضوع خود را در یکی از چهار حوزه اصلی زیر تعریف کنید:
هیچگاه فراموش نکنید که به عنوان پژوهشگر این رشته، شما هیچگاه «سیاستگذار» نیستید، بلکه تحلیلگر و پژوهشگر هستید (سیاستگذار کسی است که به شکل انتخابی یا انتصابی، مسئولیت تصمیمگیری درباره حوزهای خاص را داشته باشد) . به عنوان یک پژوهشگر که هموراه نسبت به محیط پیرامون خود حساس است میتوانید ایدههای فراونی را از گفتگوهای روزمره، اخبار، وبسایتهای رسمی سازمانهای عمومی، وبسایت مرکز پژوهشها و مذاکرات صحن علنی مجلس شورای اسلامی بدست آورید. لذا برای پیدا کردن موضوع، به جای گشتن دنبال نظریههای انتزاعی، به شکافها و مشکلات روزمره در جامعه توجه کنید.
فراموش نکنید سیاستگذاری عمومی «مهندسی علوم سیاسی» است. موضوعی خوب است که بتوانید در پایان پژوهش، پیشنهادی روشن یا ارزیابی دقیق از یک تصمیم حکومت (تصمیم عمومی) ارائه دهد.
رشته سیاستگذاری عمومی فضایی برای کسانی است که میخواهند از شعارها عبور کنند و به «چگونه انجام دادن کارها» برسند. اگر به دنبال موضوع میگردید، همیشه از خود بپرسید: حکومت در این مورد دقیقاً چه تصمیمی گرفته است و آیا این تصمیم برای بسامان کردن امور جامعه موفق بوده است؟
اگر پاسخی برای این پرسش دارید یا میخواهید آن را کشف کنید، شما در مسیر درستی برای انتخاب یک پژوهش ارزشمند قرار گرفتهاید.
برچسب:
نویسنده: mryazdani